تبليغاتX
رویای یک فرانسوی
رویای یک فرانسوی

حدیث نفس هایي از دنیای ادبیات فرانسه‘ فلسفه‘ اخلاق و گزیده هایی از دفتر خاطراتم با عنوان "نبش قبر"


(مسئله شناخت) مادلن گراویتس

"در فلسفه، بسیار مهم است که همیشه هوشمند نباشیم" ویتگنشتاین

"[اما] در علوم اجتماعی، این امری ضروری است." مادلن گراویتس


منطق و شناخت :

سوژه و ابژه (ذهن و عین): نقطه شروع علم در اراده فرد در این امر نهفته که به کمک منطق خود بتواند طبیعت را درک کرده و آن را کنترل نماید. اولین مسئله مطرح شده توسط علم اینست که چگونه این کار امکان پذیر است؟ چگونه امر واقعی می تواند با تحقیقات ما کنار بیاید؟ چگونه سوژه، می تواند ابژه را بیابد  و بشناسد؟ بخش مهمی از تاریخ فلسفه، تلاشی برای پاسخ به این سوالات است. دراین واقعیت زیسته شده: خود شناخت ، اندیشه، سوژه شناسانده را از ابژه شناخت  متمایز کرده است و  رابطه آنها را به موضوعی برای تحلیل بدل کرده ست. پاسخ بنا بر اینکه به چه واژه ای اولویت بدهیم، تغییر می کند: آیا اولویت را به ابژه شناخت می دهیم یا به سوژه شناسنده ، موجود یا اندیشه، ماده یا روح، ماده یا شناخت. تاکیدی که بر این یا آن وجه شده است دو جریان بزرگ در  فلسه را از یکدیگر  جدا کرده: ماتریالیسم و ایده آلیسم.
به هرکدام از این دو اولویت بدهیم؛ سوژه یا ابژه، حال نقطه حرکتمان از هرکدام به دیگری باشد، همیشه از خلال اندیشه است که به شناخت دست می یابیم؛ به همین دلیل اقدام منطقی عقل معمولاٌ به منزله مطالعه شرایط حقیقت تعریف شده است و یا به قول سن اوگوستن به مثابه «علم علوم».
 از نظر کانت، منطق نیز مانند همه علوم از فلسفه بوجود آمده و نه آنکه  «به صورت چیزی تمام و کمال از مغز ارسطو نشات گرفته باشد»(382-322). ما باید منتظر پیشرفتهای منطق جدید می ماندیم، تا می توانسیتم اهمیت پیشینیان ارسطو (تالس دو میله Thales de Milet 640-546، فیثاغورثPythagore  570-496، زنون دلهZenon d’Elee 427-347 و افلاطون قرن پنجم قبل از میلاد) و جانشینانش : رواقیون و بالاخره منطق دانان قرون وسطارا می فهمیدیم.
همانطور که دیدیم تعقل پایه شناخت بوده و به رابطه خاصی بین یک ابژه و یک سوژه اشاره دارد. گفتن اینکه سقراط یک مرداست اولا  وجود یک ابژه و یک مفهوم را  ایجاب می کند(نام سقراط)، ثانیا فعالیت یا قضاوتی از سوژه را می رساند : [او] "یک مرد است"(طبقه بندی، ارتباط دادن)و ثالثا  گویای استدلالی است که ساختار یا شکلی را ایجاب می کند، رابطه ای بین سوژه که طبقه بندی می کند و ابژه که طبقه بندی شده یا به شمارش در می آید.
در اینجا به دو مانع برمی خوریم:  ابتدا،عدم امکان اینکه بدانیم آیا این ساختارها یا اشکال به ابژه تعلق دارند یا به سوژه، یا به هر دو آنها یا به رابطه آنها؛ و بدین ترتیب  عدم اطمینان به اعتبار این رابطه (نزاع ایده آلیسم و ماتریالیسم) اما از این هم  مهمتر مساله خود اندیشیدن یعنی اعتبار منطق مطرح می شود. به همین ترتیب، در ریاضیات ک.گودل(K.Gödel) (1906) در سال 1932 ثابت کرد که نمی توان با ابزارهای خود ریاضیات عدم وجود تناقض در این علم را به اثبات رساند.
برای پرهیز از این مشکلات حل ناشدنی و بغرنج ، ارسطو تنها به ساختارهای استدلالی و اعتبارشان پناه می برد، بدون آنکه به  محتوای درست یا نادرست گزاره هایی بپردازد که اغلب جای آنها را به حروف a, b, c می دهد.
همانطور که دستورزبان شناس بدون پرداختن به محتوا فقط به رعایت مقررات و دستورات زبان علاقمند است، منطق دان نیز تنها به  قواعد انسجامی که بر اندیشه حکم می رانند،  می پردازد و  بدین ترتیب منطق را به مطالعه ای بر  شرایط صوری  حقیقت تقلیل می دهد.

منبع:

Grawitz, Madeleine, 1993, Méthodes des sciences sociales, Paris, Dalloz, pp : 3-4

پنجشنبه 4 تیر1388 |

 
چهار "بال اخلاق" در قرآن

(عفو - صفح - غفران - رحمت)

چهار كلمه‏ى فوق چهار مرحله‏ى رفتارى را نشان مى‏دهد كه بر حسب اراده و تقوا و تسلط بر نفس، انسان مى‏تواند در برابر كسانى كه به او بدى مى‏كنند، عكس العمل نشان دهد. اولین گام «عفو» است كه معناى آن گذشت و صرف نظر كردن از انتقام و تلافى است. كسى كه عفو مى‏كند، ظاهراً صرف نظر كرده است، اما معلوم نیست كدورت و رنجش قلبى‏اش به صورت اخم و ترشرویى در چهره‏اش ظاهر نشود.

«صفح» گام تكامل یافته‏ترى است كه آثار رنجش را از صفحه‏ى صورت و دل پاك مى‏كند. از این كامل‏تر مرحله‏اى است كه به جاى تلافى و انتقام به كسى كه به ما ستم كرده، احسان و انفاق كنیم كه این گام را «غفران» مى‏نامند و دست یازیدن بدان بسیار سخت است.

گام دیگر به عالى‏ترین مرحله‏ى انسانیت و اخلاق مانده و آن هم «رحمت» است. رحمت یعنى دلسوزى و كمك و مساعدت به محتاج. در این مرحله، نه تنها عفو و صفح نشان داده و به كسى كه به ما بدى كرده، خوبى مى‏كنیم، بلكه به حال وى دلسوزى مى‏كنیم كه چرا مكارم اخلاق محروم شده و مرتكب اعمال ناشایست شده است.

در این زمینه به آیات زیر توجه كنید:

- در رابطه با همسر و فرزندان؛

«و ان تعفوا و تصفحوا و تغفروا فان اللّه غفور رحیم». (1)

- دعا به درگاه خدا؛

«واعف عنّا و اغفر لنا و ارحمنا». (2)

- وظیفه‏ى توانگران در برابر تهى‏دستان؛

«و لیعفوا و لیصفحوا ألا تحبّون أن یغفر اللّه لكم و اللّه غفور رحیم». (3)

- وظیفه‏ى پیامبر در برابر اهل كتاب؛

«فاعف عنهم و اصفح انّ اللّه یحبّ المحسنین». (4-5)


پی نوشت ها:
1- سوره تغابن، آیه 14:(و اگر ببخشایید و درگذرید و بیامرزید، به راستى خدا آمرزنده مهربان است‏).

2- سوره بقره، آیه 286:(و از ما درگذر؛ و ما را ببخشاى و بر ما رحمت آور).

3- سوره نور، آیه22:( و باید عفو كنند و گذشت نمایند. مگر دوست ندارید كه خدا بر شما ببخشاید؟ و خدا آمرزنده مهربان است‏).

4- مائده، آیه 13:( پس‏، از آنان درگذر و چشم پوشى كن كه خدا نیكوكاران را دوست مى‏دارد).

5- ر. ک: قرائتی، محسن، هزارو یک نکته در قرآن کریم

چهارشنبه 30 اردیبهشت1388 |

 
املاك سعدي در فرانسه

هر سال يك چيزهاي جديدي هم در مورد شاعر نام آور شيرازي كشف مي‌شود مثل اين مورد كه عمرا نمي‌دانستيد 4 خيابان پاريس به نام سعدي است
هفته گذشته روز بزرگداشت سعدي بود. بنابراين هر روزنامه و مجله و سايتي را كه باز مي‌كرديد مي‌توانستيد غزلي، شعري، حرفي، حديثي از اين بزرگوار بخوانيد.

البته نه كه فكر كنيد همه‌اش هم تكراري بود. بالاخره هر سال يك چيزهاي جديدي هم در مورد شاعر نام آور شيرازي كشف مي‌شود مثل اين مورد كه عمرا نمي‌دانستيد 4 خيابان پاريس به نام سعدي است براي اين كه بيش از 100 سال پيش فرانسه رئيس‌جمهوري داشته به نام سعدي كارنو و اين را ناصر‌الدين شاه در سفرنامه اش آورده است.

داستان اين ماجرا در كتاب از سعدي تا آراگون نوشته دكتر حديدي هم آمده است كه شخصي گفته پدر بزرگ من آنقدر به گلستان علاقه مند بود كه اسم من را سعدي گذاشت.

اين شخص در كودكي مي‌ميرد و پس از او برادرش متولد مي‌شود كه نام او را هم سعدي مي‌گذارند اما او هم در جواني بر اثر وبا مي‌ميرد و بعد برادر ديگر او فرزندي به دنيا مي‌آورد كه نامش را بازهم سعدي مي‌گذارند و اين سعدي بعدها مي‌شود رئيس‌جمهور فرانسه.

البته همه خبرهاي جناب سعدي در هفته پيش و روز بزرگداشتش به اين خوبي و خوشي نبود. حالا كه همه فهميده بودند حتي رئيس‌جمهور پيشين فرانسه هم اسمش سعدي بوده و يك جورهايي آقاي سعدي شهرت جهاني داشته گفتند ايول! پس اين‌طوري‌ ياس!

و اما ادامه ماجرا اين كه: آقايون اراذل و اوباش از راسته قاچاقچيان 7 كيلو هروئين ناقابل را توي كتاب كليات سعدي همي ‌جاساز كرده بودند و غزل خوان به سمت كلمبيا در حال حركت همي بودند كه همي‌گير افتادند و يك ذره آبرويي را كه رئيس‌جمهور پيشين فرانسه به نام سعدي در كل جهان جمع و جور كرده بود به باد دادند.

خبرگزاري فارس نوشت: يك محموله هروئين با ارزش تقريبي يك ميليون دلار كه در دو جلد كليات سعدي جاسازي شده بود توسط ماموران گمرك اداره پست آمريكا در ويلمينگتون كشف شد.

برت استورگان از افسران گمرك آمريكا در اين باره گفته: اين كتاب‌ها در دو جلد نفيس بودند ولي هيچ كدام صفحه نداشتند و اين وزن بالاي كتاب‌ها بود كه ما را به شك انداخت.

پس از اين جريان افسران گمرك با اشعه ايكس اين دو كتاب را بازرسي كردند و هروئين لو رفت.

مجموع اين دو محموله حدود 5/7 كيلوگرم وزن داشت و با قيمت هر كيلو 171 هزار و 600 دلار ارزش تقريبي اين محموله مكشوفه حدود يك ميليون دلار برآورد شد.

چهارشنبه 30 اردیبهشت1388 |

 
ناتوي فرهنگي و مسلمانان در اروپا

امروزه پيروان دين مبين اسلام در اقصي نقاط جهان بطور پراكنده و بعضاً به شكل منسجم حضور دارند و زندگي مي‌كنند. قاره اروپا از دير باز به دليل مهاجرت مسلمانان در گذشته و حال و نيز به دلايل متعدد ديگر جمعيت چند ميليوني از مسلمانان را در خود جاي داده است. از مجموعه 455 ميليون نفر جمعيت اروپا بيش از 15 ميليون نفر از آنان را مسلمانان تشكيل مي‌دهند. البته اين نسبت در كشورهاي آلمان، فرانسه، اتريش و هلند بيش از ساير نقاط اروپا است آخرين آمار جمعيتي مسلمانان اروپا عبارتند از:

آلمان - كل جمعيت: 5/82 ميليون نفر - جمعيت مسلمان: 3 ميليون نفر (6/3درصد)

فرانسه- كل جمعيت: 3/62 ميليون نفر - جمعيت مسلمان: پنج تا شش ميليون نفر

اتريش - كل جمعيت: 2/8 ميليون نفر - جمعيت مسلمان: 340 هزار نفر (1/4 درصد)

هلند- كل جمعيت: 3/16 ميليون نفر - جمعيت مسلمان: 945 هزار نفر( 8/5 درصد)

آلباني - كل جمعيت: 5/3 ميليون نفر - جمعيت مسلمان: 2/2 ميليون (70 درصد)

بلژيك - كل جمعيت: 3/10 ميليون نفر - جمعيت مسلمان: 400 هزار نفر ( 4 درصد )

دانمارك - كل جمعيت:5/4 ميليون نفر - جمعيت مسلمان: 270 هزار نفر (5 درصد)

صربستان و مونته نگرو- كل جمعيت: 8/10 (شامل كوزوو) - جمعيت مسلمان: (صربستان و مونته نگرو- 405 هزار نفر، كوزوو: 8/1 ميليون نفر))

ايتاليا - كل جمعيت: 4/58 ميليون نفر - جمعيت مسلمان: 825 هزار نفر (4/1 درصد)

اسپانيا - كل جمعيت: 1/43 ميليون نفر - جمعيت مسلمان: يک ميليون نفر (3/2 درصد)

سوئد - كل جمعيت: 9 ميليون نفر - جمعيت مسلمان: 300 هزار نفر (3 درصد)

سوئيس - كل جمعيت: 7/4ميليون نفر - جمعيت مسلمان: 311هزار نفر (2/4درصد)

انگليس - كل جمعيت: 60 ميليون نفر - جمعيت مسلمان: 2 ميليون (3 درصد)

يونان – كل جمعيت : 5/10 ميليون نفر – جمعيت مسلمان : 250 هزارنفر ( 3/در صد)

مسلمانان اروپا همانند ساير مسلمانان در كشورهاي غربي مشكلات و محدويت هاي همه جانبه خود را دارند كه اهم آن در وضعيت اجتماعي و تحصيلي در دانشگاهها، موضوع حجاب و اقامت شهروندي، كسب موقعيت هاي بهتر شغلي و بهره گيري از امكانات رفاهي، خدماتي و درماني را شامل مي شود.


ادامه مطلب

پنجشنبه 3 اردیبهشت1388 |

 
گذر عمر ببین!

60 ans qui feront toujours 50

60 ans… Petit à petit l’homme vieillit… De cris en larmes, de pas en mots, de regards en déchirures, d’épaule en blessures, de sourires en émois, de partances en arrivées…

L’homme grandit au fil des années.
Il change, la peau, le corps, les muscles. Il se fane.
Il s’embellit aussi.
Les yeux usés, la blancheur des cheveux…
Il contemple sa vie en étant satisfait du destin réservé aux siens. Il se tait, il observe.
Il lance des pics, il caresse les nuits de ses proches. Il prend soin d’eux.

C’est son job.

Il devient distant, il s’efface aussi parfois.
Et au détour d’un réflexe, d’un trait de caractère on le retrouve au creux de Nous.
On en rit, on en pleure…
On fleurit les jours de fête comme si l’homme avait aujourd’hui 60 ans…
On fait comme si, on évite de le déranger.
Trop occupé, enfin en paix.
On se tourne alors vers demain en regardant nos enfants… En espérant avoir un jour 60 ans.

یکشنبه 16 فروردین1388 |

 
بهاریه 88

آخرین ساعات سال ۱۳۸۷ را سپری میکنیم. بر ما چه گذشته؟ چه داریم؟ چه میخواهیم؟ آیا همگام با طبیعت شکفتن و نو شدنی دوباره را آغازگریم...؟ خوشا که دست به دعا برداشته ایم و از او طلب میکنیم که ...

معشوقا !
این دل شکسته را جز دستهای مهربانی تو درمانی نیست و این دست بسته را جز از ابر احسان تو بارانی، نه

این قامت خمیده جز به دیدار تو راست نمی شود و این تنهای غریب جز در خانه تو هر آنچه خواست نمی شود...

این قلب هراسناک و لرزان جز در دستهای تو آرام نمی گیرد و این خود زبون و خفت کشیده، بی توجه عزیزانه تو سبقت از هر چه پخته و خام نمی گیرد...

معشوق من!

این دانه به خاک نشسته را بی آب و آفتاب تو، کجا سر شکفتن هست و این غریب و خسته را بی ماهتاب لطف تو کی پای رفتن؟

این شکاف تنهایی را جز چشمه سار جاودان مهر تو پر نمی کند و غنچه حوائجم بی باغبانی تو شکفته نمی شود و غبار اندوه از چهره غمزده ام جز باران رحمت تو نمی شوید و سموم نفسم را جز تریاق رأفت تو درمان نمی کند...

این جگر سوخته در آتش هجرانت را و این جان گداخته در زیر تشعشع سوزان فراقت را هیچ چیز جز خنکای نسیم وصل تو آرام نمی کند...

معبودا !
دلی که مسیر عمر را در کویر هجران تو طی کرده چه سان به غیر سبزه زار لقاء تو راضی شود؟ چشمی که جز به افق انتظار تو دوخته نشده و دوردستها را در پی سایه محو دیدار تو کاویده چگونه جز وصل تو را بپذیرد؟

و پایی که در هر قدم توان از تو گرفته و با سنگ و خار و خاشاک به شوق تو در آویخته به چه امید در دیار غیر رحل اقامت افکند؟

دلی که عمری به دنبال تو گشته مگر جز در میان دستهای تو قرار می گیرد؟

جمعه 30 اسفند1387 |

 
نیایش فیلسوف


از قضا این مثنوی تاخیر شد        مدتی باید که تا خون شیر شد

==========================================

از آنجا که دیدم سکوت هرگز اشتباه نمی کند و هر چه طولانی تر باشد ، بهتر قضاوت می کندمدتی پیشه ما سکوت شد. اصولاْ معتقدم یا بایذ حرفی زد که از خاموشی بهتر باشد یا خاموش ماند!

در این مدت فهمیدم که مرحله اول بلاهت اینه که آدم خودشو عاقل بدونه.در واقع معنی همه چیز دانستن هیچ ندانستن است.  عزیز خواننده! مشورت کن آنهم با کسی  که تو را به گریه میندازه نه با کسی که تو را می خندونه! چه میشه کرد اینم یه جورشه دیگه  میگن همیشه کمی بترس تا هرگز محتاج نشی زیاد بترسی قبول نداری از همین سال جدید شروع کن." میترسم از اینکه شاید امسال سال آخری باشه که زنده باشم پس باید فرصت کمک به مردم رو غنیمت بشمرم و هرگز کاری برای غیرخدا نکنم!

حال به این چند جمله کوتاه اما تامل برانگیز نگاه کن...

معیار واقعی بودن تصمیم آنست که دست به عمل بزنیم

اجازه نده ترس مرا فلج سازد

چنانچه نیک اندیش باشید خیر و خوشی به دنبالش خواهد امد

افراد موفق هیچ وقت اجازه نمیدهند که شرایط  آزارشان دهد

افرادی که زمان را در انتظار شرایط عالی از دست میدهند هرگز موفق نمیشوند
اعمال ثابت ما سرنوشت ما را تعیین میکند 

هنگامی که تخیلات و منطق در ضدیت با هم قرار بگیرند تخیلات پیروز میشوند

ترس را از خود بران و با خود بگو من با نیروی شعور خود قدرت انجام هر کاری را دارم     

هر کس از قدرت انتخاب برخوردار است پس سلامتی و شادی را انتخاب کند
قانون زندگی , قانون باور است 
اعتقادات ما اعمال افکار و احساسات ما را شکل میدهد

با هر تصمیمی تغییری تازه در زندگی اغاز میکنید

برای شروع باید باور داشته باشی که میتوانی سپس با اشتیاق شروع کنی

اگر نمیدانی به کجا میروی به هیچ کجا نخواهی رسید

این روشنی هدف است که به شما نیرو میبخشد

در زندگی شکست وجود ندارد بلکه فقط نتیجه موجود است

به ضمیر باطن خود به صورت یک هوش زنده و یک یار موافق بنگرید

زندگی دقیقا به ما آن چیزی را میدهد که به دنبالش هستیم

گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،
با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.
ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .
شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.
زندگي شگفت انگيز است فقط اگربداني که چطور زندگي کني
مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر
كوچك باش و عاشق.. كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را
بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی
موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن
 

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد... بسم الله... سال نو مبارک ...

جمعه 30 اسفند1387 |

 
Perdre du poids

Perdre du poids...

Le chemin est long, les épaules fragiles.

Chaque pas fait courber le dos un peu plus.

Chaque prise de conscience amène son amertume.

On avance, on croit savoir, on s'envole, on accroche.

Et puis au détour d'une déception, d'une rupture on réalise qu'il faut perdre du poids !

Oui, il faut admettre qu'il faut se séparer de certains biens un peu trop lourd pour continuer le chemin.


ادامه مطلب

چهارشنبه 16 بهمن1387 |

 
شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست

چند وقت پیش به این شعر زیبا برخوردم که خیلی ازش خوشم اومد اگه فرصتی بشه ِ تو فاصله بین دو ترم ترجمش میکنم. شاعر میگه: به یاد استاد قیصر امین پور شعری عاشورایی می نویسم چرا که او روحی ...

- چند بند از یک مربع ترکیب عاشورایی-

 با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد
در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه ها ی مجسم عبور کرد
شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد
احساس کرد از همه عالم جدا شده است
در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده است
در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت
باز این چه شورش است که در جان واژه ها ست
شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست
بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت
دستی زغیب قافیه را کربلا گذاشت
یک بیت بعد ، واژه ی لب تشنه را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت
حس کرد پا به پاش جهان گریه می کند
دارد غروب فرشچیان گریه می کند
با این زبان چگونه بگویم چه ها کشید
بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید
او را چنان فنای خدا بی ریا کشید
حتی براش جای کفن بوریا کشید

در خون کشید قافیه ها را ، حروف را
از بس که گریه کرد تمام لهوف را
اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
"خورشید سر بریده غروبی نمی شناخت
بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود"
اوکهکشان روشن هفده ستاره بود

خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن ...
پیشانی اش پر از عرق سرد و بعد از آن ...
خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن ...
شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن ...
در خلسه ای عمیق خودش بود و هیچ‌کس
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس...

 

 

یا علی مدد

سيدحميدرضا برقعي

دوشنبه 30 دی1387 |

 
خشونت،عشق،عاشورا ..!

« شهادت اوج خشونت عشق است؛ لطیفترين كاري كه انساني براي انسانهاي ديگر میتواند به انجام رساند.»

آیا راه رسيدن به جامعه و انسان مطلوب مستلزم تحقق عشق ناخودگرايانه و فعالانه نسبت به همنوعان است؟ عشقي كه ناخودگرايانه است؛ يعني به دنبال سود شخصي نيست و همچنين منفعل نيست يعني همراه با احسان و دستگيري بيروني است. اين نوع عشق به انسان‌ها به عنوان غايت نگاه مي‌كند نه ابزار و وسيله. اين نوع عشق نيازمند فداكاري است؛ و باعث مي‌شود عاشق از خيلي چيزها صرفنظر بكند؛ از ثروت، شهرت، رفاه و .... خشونت عشق به همين معناست؛ يعني شخص به خاطر عشق به انسانها تحمل خشونت صدمات و زحمات زيادي را برخود هموار مي‌كند. امام علي (ع) مصداقيست براي اين گونه عشق . يك موردش آنجا بود كه امام علي (ع) بعداز شنيدن حضور يكي از استاندارانش در مجلس يكي از ثروتمندان بصره، كه سفره رنگارنگي چيده شده بود او را  ملامت مي‌كند و بعد ميگويد:

". . . به خدا اگر مي خواستم، مي توانستم از عسل پاك و از مغز گندم و بافته هاي ابريشم، براي خود غذا و لباس فراهم آورم، امّا هيهات كه هواي نفس بر من چيره گردد و حرص و طمع مرا وادارد كه طعام هاي لذيذ برگزينم، در حالي كه در - حجاز يا يمانه - كسي باشد كه به قرص ناني نرسد و يا هرگز شكمي سير نخورد، يا من سير بخوابم و پيرامونم شكم هايي كه از گرسنگي به پشت چسبيده و جگرهاي سوخته وجود داشته باشد....."

كسي كه به خاطر اينكه احتمال مي‌دهد در سرزمين تحت حكومتش گرسنه‌اي باشد به خود سختي و خشونت روا مي‌دارد. در تفاوت خشونت عشق و خشونت نفرت باید گفت: خشونت عشق ُ متوجه خود عاشق و خشونت نفرتُ متوجه ديگران است. گاهی شهادت در اوج انسان‌دوستي ضرروت پيدا مي‌كند. با توجه به این ديدگاه مي‌توان گفت: آنچه در ظهر عاشورا اتفاق افتاد تجلي خشونت عشق عظيم امام حسين(ع) به انسان‌ها بود.

دوشنبه 16 دی1387 |

 

نام تو خواب را بر هم مي زند
آب را توفان ميكند
كلامت قانون است
خرد در مصاف عزم تو جنون
تنها واژه ی تو خون است ، خون
اي خداگون!

***
خون تو بر كلمه فزون است
خون تو در بستري از آن سوي كلام
فراسوي تاريخ
بيرون از راستاي زمان
مي گذرد
خون تو در متن خدا جاري است

***
خط تو با خون تو آغاز مي شود
از آن زمان كه تو ايستادي
دين راه افتاد
و چون فرو افتادي
حق برخاست

و تو شكستي و " راستي " درست شد
و از روانه ي خون تو
بنياد ستم سست شد

چهارم محرم الحرام ۱۴۳۰

تو راز مرگ را گشودی
کدام گره ، با ناخن عزم تو وا نشد؟
شرف به دنبال تو لابه کنان می دود

تو فراتر از حميتي
نمازي ، نيتي
يگانه اي ، وحدتي

آه اي سبز!
اي سبز سرخ!

اي شريفتر از پاكي
نجيب تر از هر خاكي
اي شيرين سخت
اي سخت شيرين!

تو دهان تاریخ را آب انداخته ای
ای بازوی حدید
شاهین میزان
مفهوم کتاب ، معنای قرآن!

نگاهت سلسله تفاسیر،
گام هایت وزنه ی خاک
و پشتوانه ی افلاک

كجاي خدا در تو جاري ست
كز لبانت آيه مي تراود؟

چهارشنبه 11 دی1387 |

 

تو تنهاتر از شجاعت
در گوشه ی روشن وجدان تاریخ
ایستاده ای
به پاسداری از حقیقت
و صداقت
شيرين ترين لبخند
بر لبان اراده ي توست

چندان تناوري و بلند
كه به هنگام تماشا
كلاه از سر كودك عقل مي افتد

بر تالابي از خون خويش
در گذرگه تاريخ ايستاده اي
با جامي از فرهنگ
و بشريت رهگذار را مي آشاماني
- هر كس را كه تشنه شهادت است -

سوم محرم الحرام ۱۴۳۰

سه شنبه 10 دی1387 |

 


مردی برای تمام فصول!!!

when you are somebody you are anybody
when you are nobody you are everybody

aliasghar63@yahoo.com

اشعار به زبان فرانسه
فرهنگ و تاريخ فرانسه
معماري و آرشیتکت
مقالات فرهنگ اسلامي
نگاه تازه به جهان
موسیقی فرانسوی
سینما,هنر هفتم
ادبیات جهان
حرف c یا c ممنوع!

 

 

آرمان خواهی
شعر کوتاه معاصر
بچه های قلم
بنیاد ایران شناسی
فرهنگ وادب پارسی
بوستان شعر ايران
باشگاه اندیشه
مرکز اسناد انقلاب اسلامی
موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
موسيقي بامايه هاي اسلامي
سايت فرهنگي هنري پندار
مطالب آموزشی زبان فرانسه
تاریخ ادبیات فرانسه
دانشجویان تبریز فرانسه
حقوق ايران و فرانسه
سینمای معاصر فرانسه
مشاوره تحصیل در فرانسه
كتابهاي رايگان زبان فرانسه
كتابخانه الكترونيكي Québec
باهم از برج ايفل بالا برويم
مكتوبات اسلامی و ترجمه فرانسوی
كتابهاي رايگان انگليسي و فرانسوی
کتابهای رایگان فارسی
كتابخانه الكترونيكي ايرانيان
پاتوق ايرانيان فرانسه زبان
بهترین پاسخها در پرسمان
طرح مطالعاتی بینش مطهر
انتشارات سوره مهر
حقيقت هميشه زنده
حسن رحيم پور ازغدی
محمد رضا حكيمي
امام موسي صدر
نون و قلم
اسلام ناب
عليرضا قزوه
عبدالجبار کاکایی
طنز زرويي نصر آباد
صراط (سیر فکری و عملی انسان)
حکمت و فلسفه (رضا بهشتی معز)
نيلوفر (وبلاگ استاد مصطفي ملكيان)

 

 

(مسئله شناخت) مادلن گراویتس
چهار "بال اخلاق" در قرآن
املاك سعدي در فرانسه
ناتوي فرهنگي و مسلمانان در اروپا
گذر عمر ببین!
بهاریه 88
نیایش فیلسوف
Perdre du poids
شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست
خشونت،عشق،عاشورا ..!

 

 

RSS 2.0


مجمع وبلاگ نویسان مسلمان
عدالت خواهی