نکاتی درباره شعر مدرن

اصطلاح " شعر مدرن "، پس از آشنايي ما با " مدرنيته" و جريان هاي ادبي مدرن در اروپا، وارد حوزه ي ادبي ما شد و پس از خواندن شعر ترجمه هاي شاعران اروپايي ( به ويژه سمبوليست هاي فرانسه ) گرايش به جريان مدرن سرايي، شکل گرفت. ا توجه به اين گرايش بي حد و حصر، بسياري از شاعران و نظريه پردازان معاصر، دچار نوعي سردرگمي، ابهام و انگاشت هاي نادرست شدند؛ بنابرين برخي به دليل اشتياق وافر و جنون نو گرايي، با تقليد محض در اين فضاي ابهام و سرگيچه گم شدند و شمار ديگر مفتون جمالشناسي اين مقوله ( شعر مدرن) گرديدند و بدون درک ژرف از مفهوم اصلي اين اصطلاح، برداشت هاي ناموجه خود را به دامن اين مقوله بخيه زدند.

پنداشت ما از شعر مدرن:

مشکل اساسي در جامعه ي ما، از آنجا سرچشمه مي گيرد که ما بدون توجه به مفاهيم اصلي تاريخي، فرهنگي و سياسي واژه ها، مقوله ها و اصطلاحات، بسياري از داده هاي مفهومي را که مشمول واژه ها، مقوله ها، اصطلاحات و نظريات است، پس از ترجمه ( آن هم ترجمه ي ناقص و گاهي هم نامفهوم ) با فرضيه هاي ذهني نادرست تفسير مي کنيم و پس از آن به لحاظ کاربردي، آن مفاهيم فرضي نادرست " مد" مي شود و ذهن ما مفتون زيبايي صوري آن ها مي گردد.

برداشت از اصطلاح " شعر مدرن " براي برخي ها در حوزه ي ادبي ما نيز، دچار همين نوع پنداشت نادرست است؛ زيرابه دليل درک سطحي ونادرستي که ازمفهوم"مدرن"و"مدرنيته"درادبيات دارند،تصورمي کنند کار برد واژه ها و مفاهيم بي مفهوم و نا مأنوس، به نحوي مدرن گرا يي در حوزه ي شعر است.

شعر"مدرن" جريان سياليست که از نفس " مدرنيته " و با تجربه ي ژرف و پشتوانه ي فرهنگي برتر در اروپا به وجود آمد و اين تحول و تغيير با زمينه ي تاريخي آن، پس از رنسانس_ پا گرفت. ادبيات اروپا پس از گذراندن دوره ي نقاهت در قرون وسطا و داشتن تجربه از سنت و شناخت عميق از مفهوم " سنت زده گي " در عرصه هاي مختلف_ به ويژه عرصه ي ادبي_ از سنت هاي دست و پا گير بريد و پس از چندين دهه تجربه، يخ هاي فکري تحجر را شکست و به تجربه ي مدرنيته رسيد.

اکنون، هنگامي که به اصطلاح " مدرن"، " مدرنيته" و " شعر مدرن" بر مي خوريم، بايد نخست تعريف ما ن از مدرنيته و مدرن با توجه به پس منظر تاريخي _ فرهنگي آن روشن باشد، تا بتوانيم توجيه درستي از مفاهيم مدرن و مدرنيته و سپس " شعر مدرن " ارائه کنيم.

باور من اين است که اگر منظور ما از به کارگيري اصطلاح " شعر مدرن" و در کليت مقوله هاي مدرن در پيوند با مسأله ي " مدرنيته" به عنوان يک جريان اروپا يي باشد، ما هنوز به تجربه هاي تاريخي- فرهنگي مدرنيته و ادبيات مدرن نرسيده ايم ( که بايد برسيم) و هنوز در فرايند اين تجربه، به گونه ي واقعي قرار نداريم و آگهي ما نيز از مقوله ي شعر مدرن، منحصر به اطلاعات ترجمه يي است و نه چيزي فراتر از آن.

با توجه به اين که در بازار تبادلات فرهنگي، رويکردهاي جهان پيرامون ما زير شعار" جهاني شدن " تأثيرات ملموس را براي آگاهي هاي ما از تعريف مدرنيته و پس از آن " شعر مدرن " وارد مي کند ؛ اما بايد گفت که اين تأثيرات به هيچ روي تجربه ي عيني ما از تعريف مدرنيته و شعر مدرن نيست.

شعر مدرن يا شعر امروز ؟

براي به وجود آمدن درک درست و برداشتن ابهامات درباره ي " شعر مدرن" ، بهتر است به جاي کاربرد از اصطلاح " شعر مدرن " ( اگر دريافت ما مسأله نوگرايي و توجه به رويکردهاي امروز در شعر باشد) اصطلاح " شعر امروز" را به کار ببريم؛ زيرا با استفاده از اين اصطلاح، مي توان تا حد زيادي مفهوم روشن از شعر را ارائه داد.

شعر امروز، اصطلاحيست بر عکس " شعر ديروز" يا شعر گذشتگان به لحاظ مفهوم تقويمي آن و خط روشني است براي به وجود آمدن مرزهاي شناخت شعر امروز از شعر ديروز. هز چند اين بخشبندي شعر ديروز و شعر امروز به لحاظ زماني، تقويمي و تاريخي، معياري براي سنجش هنري شعر و زيبايي شناسي ماهوي آن نيست و خود اين بخشبندي قابل نقد و تأمل است؛ اما براي جلوگيري از نادرستي و ابهامي که نزد برخي ها از " شعر مدرن" وجود دارد، گريزي نيست تا اين توجيه را با همه افت هاي مفهومي اش، بپذيريم.

شعر امروز، بارور از حوادث، پديده ها و اشيايي است که شاعر امروز با آنها زنده گي مي کند و پس از مرحله ي درک و حس شاعرانه ، آنها را به عنوان مهمترين فرآورده هاي ذهني، تحويل مي دهد:

" رودخانه موهايش را مي مکد
و چشمان آبي اش را تکان مي دهد
او خوابيده است
با دو سوراخ سرخ در پهلوي راستش..."
( تصويري است از سربازي که در جنگ مرده است. شعر پايداري، گفت و گوي ضياء الدين ترابي با مجلۀ شعر، شماره 48)

و يا :

" سلام اي غرابت تنهايي
اتاق را به تو تسليم مي کنم
زيرا که ابرهاي تيره هميشه
پيغمران آيه هاي تازه ي تطهيرند
و در شهادت يک شمع
راز منوري است که آن را
آن آخرين و آن کشيده ترين خوب مي داند:"
( فروغ فرخزاد)

مهمترين عنصري که شعر امروز را شکل مي دهد، نگاه نو شاعر به زندگي است؛ نگاه نو؛ يعني درک و دريافت تازه و مثبتي بر سليقه ي جديد. اين نگرش نو، تنها در به کارگيري واژه هاي مطرح در زبان امروز نيست، بل نگريستن به مسايل تازه با چشم انداز جديد درباره ي پديه ها و حوادثي است که شعر از آن بارور مي شود.

نوگرايي در زبان:

نوگرايي در به کارگيري زبان در شعر امروز، اصل مهم است؛ اما توجه به ظرفيت هاي زباني و احاطه داشتن بر فرهنگ واژه گان، امر مهم تراست. بايد به اين نکته توجه شود که به کارگيري واژه هاي نو و جا به جايي واژه هاي امروز به طور عمدي، به هيچ روي نميتواند، نوگرايي محض در شعر تلقي گردد، بل مهم اين است که اين نوگرايي با رويکرد طبيعي آن در زبان شکل بگيرد، تا بتواند، جنبه ي صمييت آن حفظ شود.

پس با توجه به اهميت مسأله نو گرايي در شعر امروز، بهتر است پيش از توجه عمدي به جريان نوگرايي در شعر، شاعر نوگرا باشد و اين نوگرايي به عادت هر روزه اش بدل شود.

جایگاه ممتاز معماری اسلامی در هنر جهان

معماری اسلامی برگرفته از زبان قرآن است و عمق و غنای تمدن اسلام را با بهره‌گیری از روح معنویت نشان می‌دهد. این امر به گونه‌ای است که اعتقاد به توحید و ایمان به تعالیم اسلام به عنوان اندیشه زیبایی‌شناسی دین اسلام در معماری اسلامی تجلی می‌یابد.
 
مؤلفه‌های به جا مانده از پیش از ظهور اسلام نشان می‌دهد از زمانی که انسان هنررا شناخت یعنی از هزاران سال پیش به طراحی رنگی از حیواناتی که منقرض شدند به منظور نشان دادن واقعیتها و مهارتهای خود بر روی دیوارها پرداخت . در واقع هنر پیش از زبان و ادبیات در زندگی انسان وسیله‌ای برای برقراری ارتباط او به شمار می‌رفت .
هنگامی که تمدن پا به عرصه وجود گذاشت، خیزشی جدی در ارائه مهارتهای موجود ایجاد شد که اینک در کشورهای اسلامی و غیراسلامی بخوبی قابل رؤیت است که برخی از آنها به هزاره هفتم قبل از میلاد مسیح (ع) باز می‌گردد.
اما آنچه که بیشتر از دیگر هنرها توجه انسان را به خود معطوف داشت، معماری و هنرهای تجسمی بود که انسان بر روی اشیاء یا ساختمانهایی که می ساخت از هنر خود بهره مند می شد و آن را به نمایش می گذاشت. معماری هنری بود که به غیر از تنوعات رنگی، هویت و فرهنگ را نشان می‌داد؛ به گونه‌ای که تجلی معماری در تصاویر یا کنده کاریها بخوبی نمایان است. در قصرهای ساخته شده در زمان امویان کنده‌کاریهای رنگی و غیررنگی با عکسهای قدیمی بسیاری داشت. دستنوشته ها، ظروف و یا اثاثیه هایی که به علت تنوعات رنگی و نوع کار بر روی آنها از اهمیت به سزایی برخوردارند، نشانگر ارتباط و علاقه انسان با هنر است.
بنابراین باید میان معماری و هنر معماری تفاوت قائل شد که دو مفهوم کاملا مجزا هستند. در معماری منظور ساخت و ساز در راستای انجام وظیفه اجتماعی و خدمت رسانی است. مانند ساختن اماکن مسکونی، عبادتی و یا تحصیلی. اما در هنر معماری تأکید بر استفاده از شاهکارهای هنری و دستاوردهای تزئنیی بر روی دیوارها، سقف، ستونها، پنجره ها و درهاست و حتی باغها و حوض ها نیز به گونه ای با هنر معماری ترکیب می شوند تا تأثیرگذاری بنا بر بیننده بیشتر شود.

ادامه نوشته

فرانسه مقام برتر توريسم اروپا  

بيشترين توريست هاي جهان درسال 2007 به فرانسه رفتند و فرانسه مقام اول جدول مقاصد گردشگري جهان درسال2007 را بدست آورد. 

فرانسه با رشد بيش از 6/3 درصد توليد ناخالص ملي مقام اول مقاصد گردشگري جهان شد.
براساس گزارشی که از سوي وزارت دارايي فرانسه منتشر شد اين کشور به رغم افزايش قدرت يورو و بدون اينکه علايمي از کاهش بازديدکنندگان مناطق خارج از اتحاديه اروپا تا به حال گزارش شده باشد، توانسته است سود ناخالص ملي اين کشور را افزايش دهد.
با اين همه سهم توريسم در سود ناخالص ملي فرانسه نسبت به دهه هاي گذشته درحدود 7.3 درصد کاهش داشته است و اين نشان مي دهد که رشد بخش گردشگري نسبت به آهنگ رشد اقتصاد کلان اين کشور آهنگ کندي داشته و قدري عقب افتاده است.
طبق همين گزارش به رغم نوعي توقف در مسير رشد قدرتمند توريسم جهاني وزير اقتصاد فرانسه هفته گذشته اعلام کرد که درصدد ايجاد محرک هاي بيشتري براي جذب گردشگران بيشتر به فرانسه است. کشورهاي فرانسه و سپس ايتاليا با افزايش 4 درصدي در جذب گردشگر؛ همچنان دو مقام برتر کشورهاي قاره اروپا هستند.
به گزارش کميسيون سفر اروپا و بنابر آخرين بررسيهاي انجام‌شده توسط محققان اين کميسيون، فرانسه همچنان قدرتمندانه موقعيت برتر خود را با افزايش 4 درصدي در جذب توريست خارجي به اين کشور حفظ کرده است. بنابه همين گزارش؛ ايتاليا نيز باتوجه به رشد نزديک به 4 درصد تعداد بازديدکننده؛ مقام برتر ديگر در توريسم اروپاست. درحالي که آلمان از نظر تعداد توريست خارجي تنها 3 درصد رشد را نشان مي دهد.
اروپا در سال گذشته مجموعا نزديک به 20 ميليون بازديدکننده داشته است که نزديک به نيمي از مجموع رشد توريسم جهاني است.
به گزارش کميسيون سفر اروپا؛ مسابقات ورزشي نظير جام جهاني راگبي در فرانسه نقش مهمي در افزايش آمار سفر اروپا طي سالهاي اخير داشته است. در اين ميان؛ مقاصد گردشگري بزرگ اروپا همچنان به جذب گردشگران بيشتر ادامه مي دهند که بيشترين ميزان رشد در مونته نگرو، صربستان، ايسلند و ترکيه مشاهده شده است.

توريسم فضايي فرانسویها
سرعت بيشتر و کاهش هزينه 
 
شهر بوردو در جنوب فرانسه ماه گذشته ميزبان يک سمپوزيم بين المللي در زمينه توريسم فضايي بود که نشان مي دهد اين نوع از گردشگري بيش از پيش از صورت تخيل به واقعيت پيوسته است.
اين سمپوزيوم که اولين نمونه از نوع خود تلقي مي شود، اتفاقي است که به گفته ناظران حکايت از آن دارد که اين شکل از سفر به زودي و بيش از پيش از حوزه داستان هاي علمي – تخيلي خارج شده و صورت واقعي به خود مي گيرد.
با فروش اولين بليت سفرهاي فضايي در سال 2005 اين موضوع شکل جدي به خود گرفت اما برگزاري اين سمپوزيم در فرانسه و گردآمدن متخصصان از سرتاسر جهان مقدمه اي بر جلب توجه بيشتر و متمرکز تر افکار عمومي بر اين  شکل از توريسم  است.
اکنون در ميان تمام مردمان متمول و ثروتمند اين امري رايج شده است که تنها با يک کليک مکان مناسب خود را در بر روي يکي از اولين پروازهاي خارج از مدار زمين که توسط سفينه هاي فضايي در شرکت هوايي ويرجين کالاگتيک صورت مي گيرد، رزرو کنند.
شرکت ويرجين گالاکتيک در اصل متعلق به يک ميلياردر انگليسي به نام ريجارد برانسون است اين متقاضيان سفرهاي فضايي را قرار است در سال 2009 يا 2010 روانه فضا کند.
بنابر همين گزارش و به گفته ژآن لو ويباکس؛ مشاور مسافران جهاني در آژانس سفرهاي فضايي، تاکنون 250 نفر از سراسر دنيا براي خريد بليت ثبت نام کرده اند که دو تن از اين متقاضيان از کشور فرانسه بوده اند.
پروژه هاي ديگري نيز در خطوط هوايي  ديگري ازجمله با مشارکت شرکت يک شرکت امريکايي با همکاري شرکت "استريوم" که زيرمجموعه شرکت صنايع فضايي و دفاعي اروپاست، در دست اقدام است که انتظار مي رود تا سال 2025 سالانه بيش از 15000 مسافر را به استفاده از خدمات سفر فضايي خود جلب کند.
هزينه بسياري گران اين سفرها هنوز موضوعي است که سبب مي شود اين نوع مسافرت تنها ويژه ثروتمندان باشد.
"هوگو لاپورته ويوادا"، مدير پروژه استريوم دراين باره مي گويد:« درحال حاضر هزينه سفرهاي فضايي در مقايسه با ميانگين سطح دستمزدها بسيار گران و سنگين است اما بايد درنظر گرفت که اين تازه اول ماجراست. فراموش نکنيم که در روزهاي اوليه آغاز حمل و نقل هوايي هم هزينه بليت براي يک مسافرت در حد متوسط تا سال ها بسيار بالاتر و سنگين تر از ميانگين دستمزدها بود.»
به گفته مسئولان اين شرکت؛ قرار است تا سال 2013 ماشين هاي نقليه در اين سفرها افزايش يابد به نحوي که بتوان آنها را از فرودگاه هاي سنتي و عادي روانه فضا کرد.
به گفته کريستف بونال مهندس و از اعضاي آکادمي بين المللي علوم کيهان نوردي که از برگزارکنندگان اين سمپوزيوم سفرهاي فضايي است، هم اکنون در حدود 30 پروژه در دستور کار متخصصان قرار گرفته که ازاين ميان 4 يا 5 پروژه هم اکنون از رشد و توسعه مناسبي برخوردار بوده اند.
به گفته بونال سفرهاي فضايي که تاکنون صورت گرفته داراي چندمرحله است که نخست فاز سفر در مدار زمين است که شامل صدها کيلومتر پرواز بر فراز سطح دريا و سپس سفر کوتاهي به فضاست در فاز بعد مرحله بي وزني است که در اين مرحله خورشيد و ستارگان همه سياه و تيره مي شوند و سپس مرحله بازگشت به مدار زمين است.
مرحله آغازين پرواز درست همانند بلند شدن هواپيماهاي عادي از فرودگاه هاست. سپس يک موتور راکت سفينه و مسافران را به سوي خارج از جو زمين پيش مي برد. در مرحله بي وزني اين موتور بسته مي شود و مسافران درحالت شناور به مشاهده صحنه هاي شگفت و بديع فضا قرار مي گيرند.

مکتب رمانتیسم در ادبیات

توده پیشرفته سده نوزده اروپا دیگر نمی توانست سنتهای ملوك الطوایفی (فئودالیسم)وكلاسیسیسم را گردن نهد . از این رو به نویسندگان و هنرمندانی نیاز داشت كه به دلخواه خویشتن وپندارهای بی بندو بار خود خامه بدست گیرند بنابراین شایسته است رمانتیسم را یك مكتب انقلابی و ناقص سنتهای كلاسیسیسم دانست .
این نهضت از میانه های سده هجده اوج گرفت و بالا رفت ؛ تاجائیكه آخرهای این سده وسرتاسر سده نوزده ؛جهان هنر ادب و اندیشه را جولانگاه خویش ساخت .
((نوامیس)) از سرودهای رمانتیك بدینگونه یاد مینماید :
هنری است كه همه چیز را به شیوه دل انگیزی شگفت آور میسازد ؛هنری كه همه چیز را در فاصله های دور قرار میدهد بی آنكه از رنگ آشنا ودل فریب آنها بكاهد.
رمانتیكها به رویاها و اندیشه های خود بیش از هر انگیزه طبیعی و غیر طبیعی دیگر پروا داشتند وآنچه میسرودند ومینوشتند جلوه هائی از جهان ناشناخته و دور دست اندیشه و پندار بود .آنها برعكس كلاسیست ها هرگز به خود نمی پرداختند ؛ بلكه همواره به فرمان احساس و اندیشه گوش میسپردند .
خیال پردازان سده نوزده هیچگاه توده خود را آنگونه كه بود نقاشی نمی كردند ؛بلكه آنچنان كه میخواستند باشد مجسم میساختند ؛ از این رو مكتب رمانتیسم دربرابر رئالیسم جای میگیرد .هنرمند رمانتیك توده خود را دشمن میدارد و چون از زندگی در اجتماع خویش گریزان است ؛ به دامن خیالها واندیشه های خویش پناه میبرد و به دورانهای باستانی (بویژه سده های میانه )و روزگار كودكی و سرزمین آرزو و تنهائی باز میگردد .
از سوی دیگر جنبش رمانتیسم را باید فریاد خشم اعتراض بر ضد بندگی انسان ؛كشاكش های سرمایه داری برگرداندن شهرها به اردوگاه های كارگری و بدبختی و سرانجام برضد صنعتگران سرمایه دار دانست ؛ نمونه برجسته ای از این فریادهارا میتوان در شعرهای شیرین و بی پیرایه ویلیام ((وردزورث)) سراینده رمانتیك انگلیس جستجو كرد . از آنجا كه بنیاد رمانتیسم با ایده آلیسم هماهنگی نزدیك و شناخته دارد .هنرمند رمانتیك زندگی واجتماع را زائیده اندیشه میداند برخلاف رئالیستها ؛ دگرگونی وچگونگی های توده را وابسته به دگرگونی های اندیشه بشری میشمارد .
می توان پیشوایان این مكتب را در فرانسه استاندال : ویكتور هوگو ؛شاتو بریان و در انگلستان وردزورث ؛لردبایرون و در آلمان گوته ودر روسیه یوشكین و گوگول دانست .
دیباچه هوگو بر نمایشنامه ((كرمول )) خود در حقیقت مرام نامه جنبش رمانتیسم گردید و همو با عرضه داشتن شاهكار جاودان خود ((بینوایان )) رهبری این مكتب را از آن خویش ساخت . در پایان میبایست ناگفته نگذارد كه گرچه این جنبش دیرگاهی درخشیدن گرفت وستارگان روز افزونی چون هوگو؛ گوته و بایرون برسینه آن خودنمایی و تابندگی كردند ولی سرانجام با آزادی بی بند وبار خود و پدید آوردن جنبش های دیگری همچون سمبولیسم وسوررئالیسم هنر رابه تباهی كشانید.


خسروی سینمای ایران شکیبا رفت ...

صدا و تصاویری از خسرو شکیبایی

نامه رضا کیانیان به شکیبایی

آلبوم عکس‌های شکیبایی در مهر

اشعار سهراب سپهری با صدای خسرو شکیبایی

آخرین مصاحبه‌ی زنده‌یاد خسرو شکیبایی با رادیو فرهنگ (فایل صوتی)