روز و شب در ژانر وحشت!

يكي از مرموزترين اسرار دنيا، عالم ماورا و ديدن اشباح و ارواح است آيا واقعا مي شود ارواح را ديد؟
 
ديدگاه اسلامي درباره روح و مسائل ماوراي طبيعي چيست؟
ما به حقيقت روح دست پيدا نمي كنيم روح امري است كه فقط در حوزه ربوبي مي توان حقيقت آن را پيدا كرد...
003390.jpg
شبيه سازي وضعيت هايي كه در آن اشباح ديده مي شوند در دانشگاه ادينبورو
محمد مظفري نژاد‎/ فاطمه عبدلي
بالاخره روح ديده مي شود؟ احضار روح چطور ممكن است؟ شما خودتان ديده ايد؟ مي گويد: مثل كانال هاي ماهواره اي كه امواج در فضا موجودند، در اين مورد هم صداها در عالم موجودند اما بايد گيرنده را پيدا كرد. روح البته كه هست مثل سلام هايي كه ما در موقع زيارت مي كنيم. مگر نخوانده ايم در مشهد توي حرم امام هشتم؛ يسمَعون كلامي و يرُدّ ون سلامي يعني صدايم را مي شنوي و سلامم را پاسخ مي دهي. بايد گيرنده بود!003396.jpg
ماجراي عجيب يك شبح سرگردان
براساس تحقيقات از هر 10هزار نفر 1 نفر ادعا كرده كه با يك شبح از نزديك برخورد داشته است.
آيا مدركي براي وجود اشباح وجود دارد؟
.003393.jpg
مارتين جفري
كارگردان حوادث وحشتناك شب ها
 
 
 
  دكتر ريچارد وايزمن از دانشگاه هرتفور شاير    
 
دانشمندان مي گويند اين اشباح ساخته تخيلات قوي انسان هستند و يا در هنگام حالت هيپنوپومپيا بعد از خواب ديده مي شوند.
ادامه نوشته

جوايز ادبي فرانسه

در فرانسه جوايز ادبي بسياري اعطاء مي‌شود كه اهميت فراوان دارد. در زمان حاضر هفتصد جايزه و پاداش ادبي هست كه صدوهشتاد تاي آنها در خارج از پاريس اعطاء مي‌گردد. دويست‌ و سي‌وسه جايزه مخصوص ادبيات عمومي، هشتادوپنج جايزه براي رمان، شصت‌وسه جايزه براي آثار تاريخي و نودويك جايزه مخصوص كتاب‌هاي متفرقه. در اينجا از جوايزي ياد مي‌كنيم كه اهميت زيادتري دارند. صورت همه جوايز فرانسه را ارباب تحقيق مي‌توانند در «راهنماي جوايز ادبي» كه هر سال به وسيله منتشر مي‌شود، بيابند.

جوايز آكادمي فرانسه

آكادمي فرانسه هر سال جوايز متعددي اعطاء مي‌كند كه دو تاي آنها را معرفي مي‌كنيم. بنياد اين آكادمي در قرن هفدهم نهاده شد و جوايز آن سالهاست كه اعطاء مي‌شود.

جايزه بزرگ ادبيات

اين جايزه ادبي در سال 1912 مقرر شد و آن را به شاعر يا نويسنده‌اي اعطاء مي‌كنند كه يك يا چند اثر ممتاز و با مضمون و سبكي عالي عرضه كرده باشد. مبلغ جايزه ا زده هزار فرانك در 1912 تا پانصد هزار فرانك در 1958 تغيير كرده است و بيشترين مبلغي است كه از طرف، آكادمي فرانسه به عنوان جايزه داده مي‌شود. در اينجا نام چند تن از برندگان سال‌هاي مختلف را مي‌بينيد.

جايزه رمان Prix de Roman

اين جايزه آكادمي فرانسه از سال 1915 تاكنون به منظور امتياز بخشيدن رمان‌نويس جواني كه يك اثر عالي تخيلي عرضه كرده باشد، همه ساله اعطاء شده است. مبلغ جايزه از پنج هزار تا سيصد هزار فرانك تغيير كرده است. اين جايزه هميشه مورد توجه دوستداران ادبيات بوده است و كتابي را كه برنده «جايزه رومان» شناخته شود معمولاً در مدتي كوتاه به اكثر زبان‌هاي زنده دنيا ترجمه و منتشر مي‌كنند.

جايزه ترجمه دنيس كلروئن

اين جايزه كه نخستين بار در سال 1946 اعطاء شد به ياد دنيس كلروئن، مترجم ممتاز ادبي نامگذاري شده است. دنيس در طي جنگ به واسطه همكاري با نيروي مقاومت فرانسه تبعيد گرديد و در يك بازداشتگاه آلماني مرد، جايزه ترجمه را در فواصل نامعيني، معمولاً هر دو سال يكبار، براي ترجمه‌اي عالي از زبان فرانسوي به انگليسي و بالعكس اعطاء مي‌كنند. اين جايزه مخصوص ترجمه‌هايي است كه از زبان انگليسي به فرانسوي انجام مي‌‌گيرد، مبلغ آن پنجاه هزار فرانك و با يك مدال همراه است. چند داور معمولاً در ماه دسامبر هر سال در مورد انتخاب اثر برنده از بين آثار ادبي كه نخستين بار در سال قبل به زبان فرانسوي منتشر شده است تصميم مي‌گيرند. در مورد ترجمه‌هايي كه از زبان فرانسوي به انگليسي مي‌شود يك كميته مختلط انگليسي و آمريكايي در لندن و نيويورك رأي مي‌دهد.

جايزه فمينا Prix Femina

جايزه فمينا كه مبلغ آن پنج هزار فرانك است در سال 1904 به وسيله گروهي از بانوان نويسنده فرانسوي و «مجله فمينا» و «ويا ورز» بنياد نهاده شد. در سال‌هاي اخير مجله «وي پراتيك» جاي مجله «وي اورز» را گرفت. اين جايزه تاكنون به نام‌هاي «جايزه فمينا ـ وي اورز» و جايزه فمينا ـ پراتيك شناخته شده است. جايزه به عالي‌ترين كتاب سال كه به وسيله زن يا مردي نويسنده به زبان فرانسوي نوشته شده باشد اعطاء مي‌شود. اثر منتخب بايد مبين قدرت خلاقه نويسنده يا داراي انسجام و اصالتي مبشر آتيه درخشان وي باشد. اين جايزه فقط مخصوص رمان و داستان است و تنها به يك نفر تعلق مي‌گيرد. هر سال در ماه دسامبر گروهي از بانوان فاضل به داوري در مورد كتاب برنده مي‌پردازند. كتاب‌هايي كه براي ارائه به هيأت داوران تعيين مي‌گردد در طي چند جلسه به وسيله گروه مذكور انتخاب مي‌شود.

 جايزه گنكور prix Gone court

جايزه گنكور كه مبلغ آن پنج هزار فرانك است با سابقه‌اي ممتد يكي از مهمترين جوايز ادبي فرانسه است. آكادمي گنكور كه اين جايزه را اعطاء مي‌كند در سال 1903 به وسيله ژول و ادموند دو گنكور مؤسسات مكتب «امپرسيونيسم» در داستان‌نويسي، بنياد نهاده شد. آكادمي متشكل است از ده عضو ثابت كه همه صاحب درجات رفيع در ادبيات هستند و جايزه را به «بهترين اثر منثوري كه در طي سال منتشر شده و به نيكوترين وجه مبين جواني و جرأت و استعداد باشد» اعطاء مي‌كنند. اين جايزه معمولاً به نويسندگان جوان تعلق مي‌گيرد و سعي مي‌شود كه آن را به نويسندگان مشهور و شناخته شده بدهند.

جايزه انتراليه

جايزه انتراليه هر سال در ماه دسامبر، در حدود يك هفته بعد از اعلام جايزه گنكور براي بهترين رمان سال اعطاء مي‌شود. رمان برنده بايد مضموني جهاني و همه‌پسند داشته باشد. براي جايزه هر نويسنده‌اي را ممكن است نامزد كنند اما روزنامه‌نگاران مقدم داشته مي‌شوند. اعطاي جايزه كه با مهماني ناهار همراه است، نخستين بار در سال 1930 به وسيله جمعي ژورناليست كه در مورد برنده داوري مي‌كنند انجام گرفت. جايزه نقدي نيست:

جايزه پي‌ير كنت دونوي

اين جايزه كه در سال 1953 به ياد پي‌ير كنت دونوي بنياد نهاده شد، براي اثري فلسفي، علمي يا ترجمه احوال بزرگان اعطاء مي‌شود. اثر منتخب بايد در مورد حيات معنوي عصر ما و دفاع از عظمت انسان داراي اهميتي خاص باشد. متن اثر مي‌تواند در اصل به هر زباني باشد، اما لازم است كه در طي دو سال پيش از اعطاي جايزه به زبان فرانسوي يا انگليسي منتشر شده باشد. همه ساله اين جايزه را يك سال در پاريس براي كتابي كه به زبان فرانسوي و در فرانسه انتشار يافته باشد و سال بعد در نيويورك براي كتابي كه در انگلستان يا كشورهاي متحده آمريكا منتشر شده باشد، اعطاء مي‌كنند، مبلغ جايزه پانصد دلار است كه با يك مدال نقره به وسيله ماري لو كنت دونوي به برنده تقديم مي‌شود.

جايزه تئوفراست ره‌نودو

جايزه تئوفراست ره‌نودو به وسيله گروهي از روزنامه‌نگاران فرانسوي در سال 1925 بنياد نهاده شد. اين گروه هنگامي كه در انتظار اعلام برنده جايزه گنكور مشغول خورد و نوش بودند تصميم به ايجاد اين جايزه گرفتند. آنان به سبب اينكه از انتخاب بعضي از برندگان جايزه گنكور ناراضي بودند، تصميم گرفتند كه خود جايزه‌اي بنياد نهند و اين جايزه را به ياد پدر مطبوعات فرانسه (1653ـ1586) جايزه ره‌نودو ناميدند. جايزه را معمولاً به كسي مي‌دهند كه به عقيده آنان شايستگي گرفتن جايزه گنكور يا جايزه فمينا راد اشته باشد. شرايط جايزه همانهاست كه در جايزه گنكور تعيين شده است. با اينكه جايزه صرفاً افتخاري است، برنده مي‌تواند از فروش تقريباً 50000 نسخه از اثر خود بهره‌مند گردد. برنده جايزه هر سال اندك زماني پس از اعطاي جايزه گنكور اعلام مي‌شود.

موسیقی _ سروده شارل بودلر

Charles Baudelaire

La musique

La musique souvent me prend comme une mer !

Vers ma pâle étoile,

Sous un plafond de brume ou dans un vaste éther,

Je mets à la voile;

La poitrine en avant et les poumons gonflés

Comme de la toile

J'escalade le dos des flots amoncelés

Que la nuit me voile;

Je sens vibrer en moi toutes les passions

D'un vaisseau qui souffre;

Le bon vent, la tempête et ses convulsions

Sur l'immense gouffre

Me bercent. D'autres fois, calme plat, grand miroir

De mon désespoir !

موسیقی چه بارها که چون دریایی مرا در بر می گیرد!

بسوی ستاره پریده رنگم،

در زیر طاق مه و در

اثیری پهناور،لنگر میگشایم،

سینه به جلو و ریه ها انباشته

چون بادبانی

موج های پشته پشته را

که شب از نظرم پنهان می دارد،در می نوردم.

احساس میکنم که در من به جنب و جوش می آیند

همه مصیبت های

کشتی ای که درد می کشد؛

باد موافق،توفان و شوریدگی هایش

بر گرداب بیکران،

مرا گهواره جنبانی می کنند.

گردابی که در مواقع دیگر،صفحه آرام و آئینه بزرگ نومیدی من است!

Dépêche-toi notre sauveur

آدمی گوهر انسانیت را گم كرده ترس و وحشت در همه جا مستقر شده و چون شهبانويي بروز یافته

غم و دلتنگی سهم روزانه انسانهاست

شادمانی و خوشبختی واژه های دورافتاده اند

ارزشهای انسانی رفته رفته ناپدید شده اند

زندگي شايسته ديگر نیست مگردردوردستها

بين فرزندان و والدينشان فاصله افتاده

بين زن وشوهر خيانت حاكم شده

عدالت از زمين رخت بربسته همچون خورشيدي كه دربسترش آرام گرفته

بي عدالتي مانند لاشه اي حريص وگرسنه قلب آدمي را در سلطه گرفته

به اسلام با چشمي بد نگاه شده

با آيين تروريستها همانند شده

جوهره اصيلش در پرتگاه فراموشي رها شده

پيامهاي اساسيش توسط اشرار ونامردمان تغييركرده

مردمان به ظاهر مسلمان اما بي ايمان درستی و راستيش را لكه دار كرده اند

بسوي توروي ميگردانيم وتورا فراميخوانيم

يا صاحب الزمان

اي فرزند پیامبر و امیرالمومنین

براستي كه تنها خدا برهمه چیز داناست

هرروز مثل اين لحظه براي بازگشتت دعا ميكنيم.

 سروده " بشتاب اي منجي ما"  كه در مراسم شب شعر یلدا در حضور اساتید گروه فرانسه قرائت شد.

تقدیم به محضر مقدس حضرت ولی عصر(عج): سیدعلی هاشم زاده  (28/9/84)

برگردان به فارسی: (3/3/85)

L’être a perdu de son essence humaine ; La terreur s’est installée et s’est déclarée reine ;

Désolance et tristesse sont un lot quotidien ;

Joie et bonheur sont des mots bien lointains ;

Les valeurs morales, peu à peu, ont disparues ;

La décence n’est plus qu’un lointain vécu ;

Entre enfants et parents un fossé s’est creusé ;

Entre mari et femme, l’infidélité s’est installée ;

Tel un soleil à son couché, La justice s’en est allée

L’injustice, telle une charogne affamée, Du cœur des humains s’est emparée.

D’un mauvais œil l’Islam est regardé ; A une religion de terroristes, elle est assimilée ;

Son essence originelle, dans l’abîme de l’oubli, est délaissée;

Ses messages essentiels, par des atrocités, sont remplacés ;

Par des soi-disant musulmans, sans foi ni loi, sa véracité est souillée ;

Vers toi nous nous tournons, Et à toi nous faisons appel, Maître du temps,

Descendant du Prophète et de l’Émir des croyants,

Certes Seul Allah est l’Omniscient,

chaque jour, comme à cet instant,

Pour ton retour, nous prions.