دانشگاه قم آنگونه كه هست!
از امروز باتوجه به سكونت موقتيم در شهر قم چندين پست در مورد وضعیت علمی و دانشگاهی اینجا مینویسم...
• ساعت 7:40 صبح/ 14 مهرماه 87 / پل حجتيه
كمي دورتر از حرم يعني درست درنقطه آغاز محدوديت عبورومرور اتوموبيلهاي شخصي، ايستگاه اتوبوسهاي دانشگاه قرار دارد. سيستم حمل و نقل دانشجويان توسط شركت اتوبوسراني قم هدايت ميشود و همين امر باعث شده كه مستقل از هياهوهاي دانشگاهي همه چيز سر ساعت انجام شود طوريكه ميتوانيد ساعت مچي تان را با زمان حركت دقيق اين اتوبوسها تنظيم كنيد. (خداييش در وهله اول ياد متروهاي پاريس افتادم.) البته اين امر از استثنائات سيستم حمل و نقل شهري در ايرانست! اتوبوسها هر يكساعت يكبار از ايستگاه حجتيه راهي دانشگاه ميشوند .پس از عبور از ميدان مصلي و مرينوس وگذشت 10 دقيقه اي زمان جلوي در خوابگاهها پياده ميشويد.(خدا كند از اتوبوس جا نمانيد بخصوص روزهاي امتحان،گرچه مسير حرم تا دانشگاه حسابي سرراسته و البته حيف لذت نشستن ترك يك روحاني موتور سوار را از دست بدين! پديده اي كه توي شهراي مذهبي مثل قم و مشهد كاملاً معمولي و عادي شده.)
• ساعت 11:30 صبح همان روز / فضاي دانشگاه
دانشگاه قم به نسبت شهرنه چندان بزرگي مثل قم ، داراي وسعت زيادي است. گرچه اين وسعت در مقايسه با دانشگاههاي اصفهان و حتي شهيد بهشتي (70 هكتار مربع) عددي نيست. اما متاسفانه اشكال عمده پراكندگي و مسافت زياد ورودي دانشگاه تا ساختمانهاي اصلي در اين دانشگاه هم بوضوح ديده ميشود كه مسئولان با پيش بيني سرويسهاي ميني بوس پياپي، توفيق اجباري پياده روي در اين فضاي پردرخت را مرتفع كرده اند! دانشگاه قم به جز 3 ساختمان خوابگاه داخلي داراي چند خوابگاه خود گردان در نقاط مختلف شهر است. گرچه در دفترچه آزمون تحصيلات تكميلي قيد شده بود كه دانشگاه خوابگاه ندارد اما اين امكانات حتي براي دانشجويان مقطع كارشناسي هم به شكل مناسبي قابل بهره برداريست. اتاقها 4 نفره ،داراي تختهاي 2 طبقه ، فرش، يخچال، كمدهاي وسايل ، ميز مطالعه و مجهز به شوفاژ است. سال بالايي ها و بقولي پيش كسوتها معتقدند فضاي صميمي و روابط عاطفي بين ساكنان خوابگاه ، با هيچ كجاي ديگر قابل قياس نيست! طوريكه حتي اگر در بين هم اتاقيها كسي ازهمشهريهات هم نباشند اصلاً احساس غربت و نبود همزبان و اين قبيل امورنميكني...
نكته مهم ديگر در مورد حياتي ترين مسئله زيستي دانشجويان يعني مسئله غذاست. بي ترديد يكي از بزرگترين معضلاتي كه بارها در دانشگاههاي مختلف باعث اعتصاب و تجمعات دانشجويي شده ، همين معضل كيفيت نا مناسب غذا بوده. خوشبختانه دانشگاه قم از اين لحاظ كم نظير مي باشد. چه از نظر پخت مطلوب غذا و چه مواد اوليه مناسب، انصافاً كيفيت غذا در حد اعليست ( البته كه دست پخت ماماني نميشه!) خوب به ياد دارم كه اين موضوع چنان از اهميت برخوردار بود كه همان روز اول همه مشتاق بودند تا از كيفيت غذا در دانشگاههاي ديگر بپرسند كه غالباً دانشجويان لب به شكايت مي گشودند؛ اما در نهايت اين درد مشترك با طعم و بوي چلوكباب زعفراني سلف كاملاً تسكين يافت!
ادامه دارد...
نیست شو تا هستیت از پی رسد