بهاریه 88

آخرین ساعات سال ۱۳۸۷ را سپری میکنیم. بر ما چه گذشته؟ چه داریم؟ چه میخواهیم؟ آیا همگام با طبیعت شکفتن و نو شدنی دوباره را آغازگریم...؟ خوشا که دست به دعا برداشته ایم و از او طلب میکنیم که ...

معشوقا !
این دل شکسته را جز دستهای مهربانی تو درمانی نیست و این دست بسته را جز از ابر احسان تو بارانی، نه

این قامت خمیده جز به دیدار تو راست نمی شود و این تنهای غریب جز در خانه تو هر آنچه خواست نمی شود...

این قلب هراسناک و لرزان جز در دستهای تو آرام نمی گیرد و این خود زبون و خفت کشیده، بی توجه عزیزانه تو سبقت از هر چه پخته و خام نمی گیرد...

معشوق من!

این دانه به خاک نشسته را بی آب و آفتاب تو، کجا سر شکفتن هست و این غریب و خسته را بی ماهتاب لطف تو کی پای رفتن؟

این شکاف تنهایی را جز چشمه سار جاودان مهر تو پر نمی کند و غنچه حوائجم بی باغبانی تو شکفته نمی شود و غبار اندوه از چهره غمزده ام جز باران رحمت تو نمی شوید و سموم نفسم را جز تریاق رأفت تو درمان نمی کند...

این جگر سوخته در آتش هجرانت را و این جان گداخته در زیر تشعشع سوزان فراقت را هیچ چیز جز خنکای نسیم وصل تو آرام نمی کند...

معبودا !
دلی که مسیر عمر را در کویر هجران تو طی کرده چه سان به غیر سبزه زار لقاء تو راضی شود؟ چشمی که جز به افق انتظار تو دوخته نشده و دوردستها را در پی سایه محو دیدار تو کاویده چگونه جز وصل تو را بپذیرد؟

و پایی که در هر قدم توان از تو گرفته و با سنگ و خار و خاشاک به شوق تو در آویخته به چه امید در دیار غیر رحل اقامت افکند؟

دلی که عمری به دنبال تو گشته مگر جز در میان دستهای تو قرار می گیرد؟

نیایش فیلسوف


از قضا این مثنوی تاخیر شد        مدتی باید که تا خون شیر شد

==========================================

از آنجا که دیدم سکوت هرگز اشتباه نمی کند و هر چه طولانی تر باشد ، بهتر قضاوت می کندمدتی پیشه ما سکوت شد. اصولاْ معتقدم یا بایذ حرفی زد که از خاموشی بهتر باشد یا خاموش ماند!

در این مدت فهمیدم که مرحله اول بلاهت اینه که آدم خودشو عاقل بدونه.در واقع معنی همه چیز دانستن هیچ ندانستن است.  عزیز خواننده! مشورت کن آنهم با کسی  که تو را به گریه میندازه نه با کسی که تو را می خندونه! چه میشه کرد اینم یه جورشه دیگه  میگن همیشه کمی بترس تا هرگز محتاج نشی زیاد بترسی قبول نداری از همین سال جدید شروع کن." میترسم از اینکه شاید امسال سال آخری باشه که زنده باشم پس باید فرصت کمک به مردم رو غنیمت بشمرم و هرگز کاری برای غیرخدا نکنم!

حال به این چند جمله کوتاه اما تامل برانگیز نگاه کن...

معیار واقعی بودن تصمیم آنست که دست به عمل بزنیم

اجازه نده ترس مرا فلج سازد

چنانچه نیک اندیش باشید خیر و خوشی به دنبالش خواهد امد

افراد موفق هیچ وقت اجازه نمیدهند که شرایط  آزارشان دهد

افرادی که زمان را در انتظار شرایط عالی از دست میدهند هرگز موفق نمیشوند
اعمال ثابت ما سرنوشت ما را تعیین میکند 

هنگامی که تخیلات و منطق در ضدیت با هم قرار بگیرند تخیلات پیروز میشوند

ترس را از خود بران و با خود بگو من با نیروی شعور خود قدرت انجام هر کاری را دارم     

هر کس از قدرت انتخاب برخوردار است پس سلامتی و شادی را انتخاب کند
قانون زندگی , قانون باور است 
اعتقادات ما اعمال افکار و احساسات ما را شکل میدهد

با هر تصمیمی تغییری تازه در زندگی اغاز میکنید

برای شروع باید باور داشته باشی که میتوانی سپس با اشتیاق شروع کنی

اگر نمیدانی به کجا میروی به هیچ کجا نخواهی رسید

این روشنی هدف است که به شما نیرو میبخشد

در زندگی شکست وجود ندارد بلکه فقط نتیجه موجود است

به ضمیر باطن خود به صورت یک هوش زنده و یک یار موافق بنگرید

زندگی دقیقا به ما آن چیزی را میدهد که به دنبالش هستیم

گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،
با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.
ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .
شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.
زندگي شگفت انگيز است فقط اگربداني که چطور زندگي کني
مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر
كوچك باش و عاشق.. كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را
بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی
موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن
 

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد... بسم الله... سال نو مبارک ...