« شهادت اوج خشونت عشق است؛ لطیفترين كاري كه انساني براي انسانهاي ديگر میتواند به انجام رساند.»
آیا راه رسيدن به جامعه و انسان مطلوب مستلزم تحقق عشق ناخودگرايانه و فعالانه نسبت به همنوعان است؟ عشقي كه ناخودگرايانه است؛ يعني به دنبال سود شخصي نيست و همچنين منفعل نيست يعني همراه با احسان و دستگيري بيروني است. اين نوع عشق به انسانها به عنوان غايت نگاه ميكند نه ابزار و وسيله. اين نوع عشق نيازمند فداكاري است؛ و باعث ميشود عاشق از خيلي چيزها صرفنظر بكند؛ از ثروت، شهرت، رفاه و .... خشونت عشق به همين معناست؛ يعني شخص به خاطر عشق به انسانها تحمل خشونت صدمات و زحمات زيادي را برخود هموار ميكند. امام علي (ع) مصداقيست براي اين گونه عشق . يك موردش آنجا بود كه امام علي (ع) بعداز شنيدن حضور يكي از استاندارانش در مجلس يكي از ثروتمندان بصره، كه سفره رنگارنگي چيده شده بود او را ملامت ميكند و بعد ميگويد:
". . . به خدا اگر مي خواستم، مي توانستم از عسل پاك و از مغز گندم و بافته هاي ابريشم، براي خود غذا و لباس فراهم آورم، امّا هيهات كه هواي نفس بر من چيره گردد و حرص و طمع مرا وادارد كه طعام هاي لذيذ برگزينم، در حالي كه در - حجاز يا يمانه - كسي باشد كه به قرص ناني نرسد و يا هرگز شكمي سير نخورد، يا من سير بخوابم و پيرامونم شكم هايي كه از گرسنگي به پشت چسبيده و جگرهاي سوخته وجود داشته باشد....."
كسي كه به خاطر اينكه احتمال ميدهد در سرزمين تحت حكومتش گرسنهاي باشد به خود سختي و خشونت روا ميدارد. در تفاوت خشونت عشق و خشونت نفرت باید گفت: خشونت عشق ُ متوجه خود عاشق و خشونت نفرتُ متوجه ديگران است. گاهی شهادت در اوج انساندوستي ضرروت پيدا ميكند. با توجه به این ديدگاه ميتوان گفت: آنچه در ظهر عاشورا اتفاق افتاد تجلي خشونت عشق عظيم امام حسين(ع) به انسانها بود.