انجمن نمايشنامه نويس هاي مُرده!
ساموئل بكت
اين نمايشنامه نويس ايرلندي، متولد 1906 در دوبلين است و يكي ديگر از ابسورد نويسان. او در 22 سالگي به فرانسه مي رود. با جيمز جويس نويسندة معروف هموطن اش آشنا مي شود و مدتي به عنوان دستيار با او همكاري مي كند. در دهه پنجاه و شصت ميلادي، نمايشنامه هايي مي نويسد مثل آخر بازي ، آخرين نوار كراپ ، در انتظار گودو و روزهاي خوش . بعدها در دهة هفتاد، چند نمايشنامة تلويزيوني براي بي بي سي مي نويسد. در سال 1989 مي ميرد و در پاريس دفن مي شود.
ترجمه هاي نجف دريابندري كه كمياب است. در انتظار گودو هم كه هزار و يكي ترجمه دارد. چند تاي ديگر از نمايشنامه هايش يافت نمي شود. فعلا در انتظار تجديد چاپ است انگار. تا بعد.
آرتور ميلر
اين نمايشنامه نويس نيويوركي، يكي از معروف ترين درام نويس هاست. در رشتة روزنامه نگاري و تئاتر تحصيل مي كند. برندة چند جايزة دانشجويي مي شود. اولين نمايشنامه اش به نام همة فرزندان من در سال 1947 روي صحنه مي رود و جايزة منتقدان نيويورك را مي برد. دو سال بعد براي نوشتن نمايشنامة معروف مرگ فروشنده جايزة معتبر پوليتزر را مي گيرد. چشم اندازي از پل ، سقف كليساي جامع و يك جور داستان عاشقانه از ديگر نوشته هايش است. او با مرلين مونرو ستارة معروف هاليوود ازدواج مي كند. براي هاليوود فيلم نامه مي نويسد. و بالاخره همين چند وقت پيش با يك تأخير تاريخي به ديدار همسرش شتافت در ديار باقي.
يك سري از نمايشنامه هايش را انتشارات تجربه چاپ كرده. به جز آن ها اگر مي خواهيد چيزي بخوانيد، مي توانيد به نمايشنامة مرگ دستفروش با ترجمة عرفان قانعي فرد مراجعه كنيد كه به انضمام يك مصاحبة اختصاصي با ميلر چاپ شده و موجود است.
اوژن يونسكو
او يكي از معروف ترين نمايشنامه نويس هاي ابسورد (معنا باخته) است. در 1912 در روماني متولد مي شود. وقتي 12 ماهه بوده، همراه خانواده اش به فرانسه مهاجرت مي كند. درس ، آوازه خوان طاس ، بداهه گويي آلمان ، شاه مي ميرد و كرگدن از معروف ترين نمايشنامه هايش هستند. خودش از آوازه خوان طاس به عنوان درام ناب و بازيابي تئاتر نوين ياد مي كند يونسكو در سال 1971 به عضويت آكادمي فرانسه در مي آيد و چند سال بعد از اين واقعة مهم، دست به كار مهم تري مي زند. مي ميرد.
نمايشنامه هاي يونسكو با ترجمه هاي سحر داوري، توسط انتشارات تجربه عرضه شده. در سه چهار جلد. به زودي هم گويا قرار است ترجمة داريوش مهرجويي از نمايشنامة معروف آواز خوان طاس به بازار بيايد.
چخوف
آنتوان يكي از بهترين داستان كوتاه نويس هاي دنياست و يكي از بهترين نمايشنامه
نويس ها. در شوروي (روسية فعلي) نمايشنامه مي نوشته. كمدي و درام. نمايشنامه هايش به ادارة سانسور مي رفته. آن جا اضافاتش در جهت بهبود كار حذف مي شده. بعد نمايشنامه مدتي توسط يك گروه تئاتر تمرين مي شده و روي صحنه مي رفته. مردم يا استقبال مي كردند يا نمي كردند. منتقد ها يا پنبة كار را مي زدند يا نمي زدند. فعلا مهم ترين چيزهايي كه باقي مانده از گذشته، اين هاست: نمايشنامه هايي مثل مرغ دريايي، باغ آلبالو، دايي و انيا، ايوانف و... كه خيلي از آن ها در همين تئاتر شهر خودمان اجرا شده. اگر اجراها را نديده ايد، نمايشنامه ها را مي توانيد بخوانيد. البته اگر حوصله داريد. چون كارور در مورد نمايشنامه هاي چخوف اعتقاد دارد كه بيش از اندازه كند هستند.
مجــمـوعـــة كامــل داســـتـان ها و نمايشنامه هايش در هفت جلد توسط انتشارات توس منتشر شده. با ترجمة سروژ استپانيان كه در سال 76 جايزة بهترين ترجمه را به خاطر همين كتاب ها برد.
هنريك ايبسن
يك سري چيزهاي غير ضروري در مورد او وجود دارد به اين قرار: در نروژ متولد شده، گوشه گير بوده، به ماهي گيري و شنا و رقص علاقه داشته، و چيزهايي ديگر از زندگي خصوصي اش كه نوشتني نيست. اما چيزهاي كاملا غير ضروري، اين هاست كه نمايشنامه هايي نوشته كه معروف ترين آن ها خانة عروسك و دشمن مردم است. هر دوي آن ها به فيلم هم تبديل شده اند. مرغابي وحشي، بانوي دريايي، استاد معمار و اشباح، نام ديگر نمايشنامه هايش است. او يكي از نمايشنامه نويس هاي نوين بوده كه جان دورثام از خانة عروسكي اش به عنوان تراژدي نو نام برده. از همة اين ها گذشته، خيلي هم آزادي خواه بوده. يك چيزهاي ضروري هم دربارة او هست، مثل تحليل كارهايش كه اين جا جايش نيست، گويا.
اكثر نمايشنامه هايش توسط نشر فردا زير چاپ رفته. همين طور زندگي نامه و بررسي آثارش. با ترجمه هايي از اصغر رستگار و هلن اوليايي نيا.
برتولت برشت
عمدة نمايشنامه هاي اين جناب، سياسي هستند. برشت در سال 1898 در آلمان به دنيا مي آيد. مثل همه راه رفتن و حرف زدن و اين طور كارها را ياد مي گيرد. اولين نمايشنامه اش را به نام بعل در سال 1919 مي نويسد. ديگر كارهايش هم اين هاست: زندگي ادوارد دوم ، كله گردها و كله تيزها ، دايرة گچي قفقازي ، زندگي گاليله ، زن نيك سيچوان و... كه برايش موفقيت هايي به دنبال دارند و ندارند. به جز نويسندگي، كارگرداني هم مي كند. نظريه هاي مهمي در باب تئاتر صادر مي فرمايد و الان هم كمي آن طرف تر از هگل فيلسوف هموطن اش خوابيده و باقي عمرش را زير خاك سپري مي كند.
دايرة گچي قفقازي، جرقه اي در ظلمت، زندگي گاليله، و چند كار ديگر ش چاپ شده كه بايد بگرديد و پيدا كنيد. چون به قدري پراكنده چاپ و پخش شده كه اطلاعات دقيقي نمي توان داد.
نیست شو تا هستیت از پی رسد